روزنامه الحیات، چاپ لندن در یادداشتی به نقش افرینی کشورهای منطقه در خاوریانه تحول یافته پرداخته و نوشته است: وضعیت جاری در جهان عرب مناقشه بر سر آینده منظومه عربی را بسیار پررنگ کرده است. در حالی که جهان عرب به فکر راهی برای حل بحران داخلی خودش است، بازیگران منطقهای به فکر تاثیرگذاریی بر آینده جهان عرب هستند. بسیار سخت است که دریابیم کدام کشور خارجی در این حال و هوای دموکراسیخواهی بیشترین منفعت را به جامعه عربی میرساند. قبل از طرح هر گونه پرسشی یادآوری این نکته لازم است که شاهدیم شورای همکاری خلیج فارس که از سال 1981 تاسیس شده تا چه اندازه توانسته در برابر هر گونه نفوذ اثرگذار خارجی بر تحولات داخلی خود مقاومت کند. در تحولات بحرین و یمن این وضعیت را به خوبی شاهدیم. اما در خارج از منطقه خلیج فارس اوضاع به این گونه نیست. در لیبی به وضوح میبینیم که پیمان آتلانتیک شمالی دخالت نظامی کرده و موضوع وساطت اتحادیه آفریفا با معمر قذافی برای حل بحران این کشور را به صراحت رد کرده است. ولی از آن منطقه که بگذریم به منطقه شامات میرسیم که مربع چهارگانه سوریه – اردن – عراق – لبنان را تشکیل میدهد. منطقهای که با افزایش تحرکات اعتراضی در سوریه احتمالات متعددی را به وجود آورده و از یک سو حضور ایران و از سوی دیگر حضور ترکیه و نقش آنها را در آینده تحولات منطقه را بیش از پیش مطرح کرده است.
در ادامه این یادداشت آمده است: ترکیه با این منطقه نزدیک به 800 کیلومتر مرز دارد از این رو هر گونه ناآرامی و اتفاقی در این حوزه تاثیری مستقیم بر ترکیه میگذارد. در حالی که ترکیه همه توان خود را بر تحولات داخلی سوریه متمرکز کرده در مقابل شاهدیم که ایران به رغم این که حمایت تمام عیاری از نظام سوریه و رئیس جموری آن بشار اسد داشته است، نتوانسته هنوز موفق عمل کند و همه تلاش خود را بر این مسئله متمرکز کرده که پیمان استراتژیکش با سوریه حفظ شده و نقش منطقهای دمشق را نیز پررنگ نگه دارد.
در ادامه این یادداشت به منافع جمهوری اسلامی ایران در سوریه اشاره شده و آمده است: از روز اول پیروزی انقلاب اسلامی ایران در سال 1979 تا کنون ایران در سوریه مصالح حیاتی خود را دنبال میکرده است. ایران از این همپیمانی در طول این مدت منافع بسیاری به دست آورده است. در حال حاضر هم نمیتواند ببیند که روزی این همپیمانی مخدوش شده باشد به خصوص این که با تهدیدهای متعددی نیز مواجه است. به ویژه با افزایش بحران بحرین و بالا گرفتن اختلافهای عربی – ایرانی اکنون بیش از پیش این سئوال مطرح میشود که آینده روابط ایران و جامعه عربی به کدام سمت کشیده خواهد شد. به خصوص این که هم در لبنان و هم در شورای همکاری خلیج فارس شاهد بیان اظهارات شدیداللحن و تندی علیه ایران هستیم.
در این یادداشت بر تلاش ایران بر حفظ توازن سیاسیاش در منطقه تاکید شده و آمده است: فارغ از تاثیرات سلبی یا ایجابی ایران تا کنون تهران تلاش کرده که توازن را در تحولات منطقه حفظ کند. ما شاهدیم که ایران در هیچ کدام از پروندههای منطقهای افراط یا تندروی به خرج نداده اگر چه برای گسترش روابط و اعمال نفوذ با واقعیتهای جدید دنیای عرب بسیار فعال بوده است. نمونههای تونس و مصر دلیل روشنی برای این ادعا است. ایران از جمله نخستین کشورهایی بود که از انقلابهای تونس و مصر استقبال کرد و وقوع آن را به مردم آن کشور تبریک گفت.
نویسنده در ادامه به نقش ترکیه میپردازد و مینویسد: رجب طیب اردوغان، نخستوزیر ترکیه در نشست داووس در ژانویه 2009 که در آن با شیمون پرز، رئیس جمهوری اسرائیل درگیری لفظی داشت و بر سر قضایای منطقه و جنگ اسرائیل در غزه او را به شدت مورد انتقاد قرار داد و شماتت کرد، در حقیقت از دیپلماسی تازه خود در خاورمیانه پردهبرداری کرد. وی دیپلماسی خارجی ترکیه را در این منطقه به طور بیسابقهای فعال کرد و برای نخستین بار شاهد بودیم که ترکیه مکتب سیاسی تازهای را به منطقه ارائه داد که تا کنون مورد استقبال افکار عمومی خاورمیانه قرار گرفته است. از آن به بعد دیدیم که ترکیه در تحولات منطقه به چه ترتیب وارد شد. از یک سو توصیه اصلاحات به رهبران عرب میداد که در مصر و سوریه نمونه آن را دیدیم و از سوی دیگر برای آینده سیاسی دیگر کشورهای عربی نقشه راه ارائه میداد شبیه آنچه در لیبی شاهد بودیم. ترکیه همچنین با فعالسازی جنبشهای اسلامی در منطقه و تقاضا از جامعه جهانی برای تجدید نظر نسبت به رویکرد خود در برابر جنبش حماس نمونه تازهای از حکومت معتدل اسلامی ارائه داد که در حال حاضر به نمونه ایدهآلی برای بسیاری از حکومتها تبدیل شده است.
این یادداشت در نهایت این گونه پایان مییابد: بسیار سخت است تصور کنیم خاورمیانهای مطابق با معیارهای دموکراتیک تشکیل شود. خاورمیانهای که سالها از استبداد رنج برده و سایه تنش با اسرائیل را که هر گونه راه حلی برای پایان دادن به بحران سیاسی را رد میکرد، قرار است پوستاندازی کرده و از حالا به بعد دموکراتیک باشد. اما نمیتوان این حقیقت را نادیه گرفت که ملتهای منطقه ناچارند در نهایت با تغییر حکومتها خود اقدام به تشکیل حکومتهای جدید کنند حال این حکومتها از نوع ترکیه باشد یا ایران. این حقیقتی غیرقابل انکار است که رقابتی نفسگیر میان ایران و ترکیه در خاورمیانه وجود دارد که بر اراده ملتهای خاورمیانه اثر گذاشته و هر کدام با شیوه ویژه خود حکومتهای آینده را مشابه یا متمایل به خود و منافعشان شکل دهند.
=====================================================================================
ایران - ترکیه،رقابت یا رفاقت؟
این ایران بود که بیشترین غنایم دیپلماتیک را از آن خود کرد یا ترکیه که دستانش به عنوان برنده بالا رفت؟
عمر تاسپینار
تحولات جاری در خاورمیانه و شمال آفریقا به نفع کدام کشور تمام شد؟ این ایران بود که بیشترین غنایم دیپلماتیک را از آن خود کرد یا ترکیه که دستانش به عنوان برنده بالا رفت؟ این سوال در حالی ذهن تحلیل گران را قلقلک می دهد که گزینه های موجود در این پرسش از منظر نظام های حکومتی با هم بسیار متفاوت هستند. هرکدام از این کشورها می توانند الگوی دو کشور قرار بگیرند و برآیند این الگوپذیری در این دو کشور کاملا با هم متفاوت باشد . اگر این پرسش را از کشورهای قاره سبز و یا ایالات متحده بپرسیم بی شک ترجیح می دهند ایران را در برابر ترکیه قرار دهند و ترک ها را رقیبی برای ایران بدانند. ترکیه با ساختار سیاسی دموکراتیک و سکولاری که دارد و البته رهبری آن را فعلا چهره های حزب عدالت و توسعه بر عهده دارند به مذاق اقایان غربی خوش تر می آید. آنکارا شاید در این مدت با موضع گیری های مستقل خود با اسرائیل و آمریکا روزهای نه چندان شیرینی را تجربه کرده است اما این کشور هنوز عضو ناتو است و دورنمایی هم برای عضویت این کشور در اتحادیه اروپا وجود دارد . ایران اما از منظر غربی ها و کاخ سفید نشین ها ساختار سیاسی را تجربه می کند که با اصول غربی در تناقض است و به نوعی آن را سیاست های ضد غربی می خوانند.
اکنون سوال این نیست که ترجیح غرب چیست؟ بلکه پرسش اینجاست که اعرابی که به خیابان ها ریختند چه می خواهند؟ زمانی که به ماهیت انقلاب ها و انگیزه جوانان پشت سر این خیزش های عمومی نگاه می کنید به این نتیجه می رسید که این جوانان هم مدل ترکیه را ترجیح می دهند. برخی از تحلیل گران این سوال را مطرح می کنند که چرا مصری ها باید حسنی مبارک مستقل از اصول مذهبی در حکومت را رها کنند و به دنبال پیاده کردن اصولی مشابه ایران باشند؟
اگر از این منظر به ماجرا نگاه کنید متوجه می شوید که ترکیه برنده این میدان است. نکته جالب اینجا است که در مصر هم جبهه سکولار و هم محافظه کارانی مانند اخوان المسلمین به دنبال الگو قرار دادن ترکیه هستند.
نگاه یک جانبه به این بازی سود و ضرر چندان صحیح نیست. در خیزش های عمومی در جهان عرب و بر سر زبان ها افتادن مدل ترکیه منفعتی هم برای ترک ها نهفته است . ترکیه توانست در این هجوم حرکت های مردمی نقش راهبردی خود را تقویت کند. این انقلاب های مردمی در روزهایی رخ داد که جهان عرب از فقدان رهبری رنج می برد . ترک ها تبدیل به قهرمان جوانان مسلمان عرب شدند.
البته حقیقت ماجرا این است که الگوپذیری اعراب از ترکیه چند صباحی بیشتر به طول نخواهد کشید. اندک اندک مصر جایگاه خود را به عنوان مدل دموکراسی احیا می کند . در جهان عربی که به یمن برنامه های الجزیره حس یکی بودن اعراب و برتر بودن آنها بر غیر اعراب ترویج و تقویت شده است، ترکیه نمی تواند برای دراز مدت به عنوان الگویی غیر عربی به فعالیت های خود ادامه دهد.به همین دلیل است که بهار اعراب را می توانیم برای ترک ها به فال نیک بگیریم. ترکیه در مقابل خود صحنه ای باز و مهیا را می بیند. البته اندک اندک زمین بازی مملو از حریف می شود و البته که این حس رقابت مثبت برای جهان عرب هم بسیار مفید واقع خواهد افتاد.
بازگردیم به بحث ایران. آیا ایران هم از خیزش های عمومی در منطقه منفعتی را در مشت نگاه خواهد داشت ؟ پاسخ به این سوال هم به گونه ای چندپهلو و یا چندجانبه است. این شرایط برای تهران هم منفعت ها و خسران هایی را در بر دارد. ناآرامی ها در خاورمیانه به افزایش بهای نفت منتهی شد و همین مساله به کمک اقتصاد ایران آمد.افزایش در بهای نفت زمانی رخ داد که تحریم های بین المللی به منظور تشدید فشارها بر ایران برای رها کردن برنامه هسته ای به اوج خود رسیده بود. رقم فروش نفت از نود دلار به 120 دلار رسید و این اختلاف منجر به رونق بازار اقتصادی ایران شد .علاوه بر این برخی تحلیل گران تاکید دارند که خیزش های عمومی در لیبی و امثال آن توجه جهانی را از برنامه هسته ای ایران دور کرد. در حالی که ویروس استاکس نت با نفوذ به تاسیسات هسته ای ایران، برخی سانتریفیوژها را دچار مشکلات فنی جدی کرده بود ، ایرانی ها اعلام کردند که ماه آتی دور جدیدی از تاسیسات هسته ای را راه اندازی خواهند کرد.
با این تفاسیر و با توجه به آنچه که در سوریه در جریان است باید اذعان کرد که ترکیه و ایران تصاویر متفاوتی از جهان عرب را به چشم می بینند. باید منتظر ماند و دید که کدام تصویر به واقعیت نزدیک تر هستند.
روزنامه زمان هجدهم آوریل
این ایران بود که بیشترین غنایم دیپلماتیک را از آن خود کرد یا ترکیه که دستانش به عنوان برنده بالا رفت؟
عمر تاسپینار
تحولات جاری در خاورمیانه و شمال آفریقا به نفع کدام کشور تمام شد؟ این ایران بود که بیشترین غنایم دیپلماتیک را از آن خود کرد یا ترکیه که دستانش به عنوان برنده بالا رفت؟ این سوال در حالی ذهن تحلیل گران را قلقلک می دهد که گزینه های موجود در این پرسش از منظر نظام های حکومتی با هم بسیار متفاوت هستند. هرکدام از این کشورها می توانند الگوی دو کشور قرار بگیرند و برآیند این الگوپذیری در این دو کشور کاملا با هم متفاوت باشد . اگر این پرسش را از کشورهای قاره سبز و یا ایالات متحده بپرسیم بی شک ترجیح می دهند ایران را در برابر ترکیه قرار دهند و ترک ها را رقیبی برای ایران بدانند. ترکیه با ساختار سیاسی دموکراتیک و سکولاری که دارد و البته رهبری آن را فعلا چهره های حزب عدالت و توسعه بر عهده دارند به مذاق اقایان غربی خوش تر می آید. آنکارا شاید در این مدت با موضع گیری های مستقل خود با اسرائیل و آمریکا روزهای نه چندان شیرینی را تجربه کرده است اما این کشور هنوز عضو ناتو است و دورنمایی هم برای عضویت این کشور در اتحادیه اروپا وجود دارد . ایران اما از منظر غربی ها و کاخ سفید نشین ها ساختار سیاسی را تجربه می کند که با اصول غربی در تناقض است و به نوعی آن را سیاست های ضد غربی می خوانند.
اکنون سوال این نیست که ترجیح غرب چیست؟ بلکه پرسش اینجاست که اعرابی که به خیابان ها ریختند چه می خواهند؟ زمانی که به ماهیت انقلاب ها و انگیزه جوانان پشت سر این خیزش های عمومی نگاه می کنید به این نتیجه می رسید که این جوانان هم مدل ترکیه را ترجیح می دهند. برخی از تحلیل گران این سوال را مطرح می کنند که چرا مصری ها باید حسنی مبارک مستقل از اصول مذهبی در حکومت را رها کنند و به دنبال پیاده کردن اصولی مشابه ایران باشند؟
اگر از این منظر به ماجرا نگاه کنید متوجه می شوید که ترکیه برنده این میدان است. نکته جالب اینجا است که در مصر هم جبهه سکولار و هم محافظه کارانی مانند اخوان المسلمین به دنبال الگو قرار دادن ترکیه هستند.
نگاه یک جانبه به این بازی سود و ضرر چندان صحیح نیست. در خیزش های عمومی در جهان عرب و بر سر زبان ها افتادن مدل ترکیه منفعتی هم برای ترک ها نهفته است . ترکیه توانست در این هجوم حرکت های مردمی نقش راهبردی خود را تقویت کند. این انقلاب های مردمی در روزهایی رخ داد که جهان عرب از فقدان رهبری رنج می برد . ترک ها تبدیل به قهرمان جوانان مسلمان عرب شدند.
البته حقیقت ماجرا این است که الگوپذیری اعراب از ترکیه چند صباحی بیشتر به طول نخواهد کشید. اندک اندک مصر جایگاه خود را به عنوان مدل دموکراسی احیا می کند . در جهان عربی که به یمن برنامه های الجزیره حس یکی بودن اعراب و برتر بودن آنها بر غیر اعراب ترویج و تقویت شده است، ترکیه نمی تواند برای دراز مدت به عنوان الگویی غیر عربی به فعالیت های خود ادامه دهد.به همین دلیل است که بهار اعراب را می توانیم برای ترک ها به فال نیک بگیریم. ترکیه در مقابل خود صحنه ای باز و مهیا را می بیند. البته اندک اندک زمین بازی مملو از حریف می شود و البته که این حس رقابت مثبت برای جهان عرب هم بسیار مفید واقع خواهد افتاد.
بازگردیم به بحث ایران. آیا ایران هم از خیزش های عمومی در منطقه منفعتی را در مشت نگاه خواهد داشت ؟ پاسخ به این سوال هم به گونه ای چندپهلو و یا چندجانبه است. این شرایط برای تهران هم منفعت ها و خسران هایی را در بر دارد. ناآرامی ها در خاورمیانه به افزایش بهای نفت منتهی شد و همین مساله به کمک اقتصاد ایران آمد.افزایش در بهای نفت زمانی رخ داد که تحریم های بین المللی به منظور تشدید فشارها بر ایران برای رها کردن برنامه هسته ای به اوج خود رسیده بود. رقم فروش نفت از نود دلار به 120 دلار رسید و این اختلاف منجر به رونق بازار اقتصادی ایران شد .علاوه بر این برخی تحلیل گران تاکید دارند که خیزش های عمومی در لیبی و امثال آن توجه جهانی را از برنامه هسته ای ایران دور کرد. در حالی که ویروس استاکس نت با نفوذ به تاسیسات هسته ای ایران، برخی سانتریفیوژها را دچار مشکلات فنی جدی کرده بود ، ایرانی ها اعلام کردند که ماه آتی دور جدیدی از تاسیسات هسته ای را راه اندازی خواهند کرد.
با این تفاسیر و با توجه به آنچه که در سوریه در جریان است باید اذعان کرد که ترکیه و ایران تصاویر متفاوتی از جهان عرب را به چشم می بینند. باید منتظر ماند و دید که کدام تصویر به واقعیت نزدیک تر هستند.
روزنامه زمان هجدهم آوریل
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر