نامه آيتالله خامنهاي به وزير اطلاعات اقدامي بيسابقه است. آيا اين نشانه آغاز حذف احمدينژاد است؟ مهدي مهدوي آزاد، روزنامهنگار معتقد است حذف احمدينژاد عملي است اما اينكار مشكلاتي براي آقاي خامنهاي ايجاد خواهد كرد.
آقاي خامنه اي مستقيماً به وزير اطلاعات نامه نوشته و از او خواسته كه قرص و محكم سرجاي خودش بماند.
معناي چنين نامهاي به شكل مستقيم به يك وزير، براي رييس جمهور، چيست؟
مهدي مهدويآزاد: چنين نامهاي، حداقل در دوران صدارت آيتالله خامنهاي، يعني در ۲۰ سال اخير، بيسابقه بوده است. هيچگاه آقاي خامنهاي مستقيماً و بهصورت رسمي، به يكي از وزراي دولت كه رسماً و طبق قانون اساسي، تحت انعقياد رييس جمهور هستند، چنين نامهاي ننوشته بود.
البته آقاي خامنهاي در دولت آقاي هاشمي رفسنجاني و در اواخر دورهي آقاي خاتمي، سعي كرد با ارتباط مستقيم با برخي از وزرا، قدرت خود را افزايش بدهد و خواستههاي خود را بر آنها تحميل كند. اما چنين نامهاي نتيجه و معنايي ندارد جز اينكه آقاي خامنهاي دارد تلاش ميكند آقاي احمدينژاد را در آستانهي انتخابات مجلس كمي تضعيف كند و وزنهي قدرت را به سمت هواداران خودش، چربتر و سنگينتر كند.
هدف تضعيف آقاي احمدينژاد است يا كنار گذاشتن او؟
جريان آقاي احمدينژاد و اسفنديار رحيممشايي، يك جريان بيبن و مايه و يك جريان بيپشتوانه و يك جريان مندرآوردي در عرصهي سياست ايران است. از نظر تئوريك، حذف آنها كاملاً ممكن است، اما از نظر عملي، چون اين جريان به كانونهاي قدرت و مشخصاً تاكيد ميكنم، به كانونهاي ثروت دسترسي كاملي پيدا كرده و برخي از محافل امنيتي را هم با خود همراه كرده است، ميتواند كارشكنيهاي جدياي در مقابل روندي كه آقاي خامنهاي در پيش رو خواهد داشت، انجام بدهد.
اين جدال ميان اصولگرايان به كجا خواهد كشيد؟ آيا نظر برخي تحليلگران كه معتقدند آقاي خامنه اي اگر لازم بداند، آقاي احمدينژاد را بهسادگي ميتواند كنار بگذارد درست است يا نظر كساني كه معتقدند اين هزينه ي سنگيني براي آقاي خامنه اي دارد؟
با شرايط فعلي، آقاي خامنهاي هنوز اين قدرت را دارد كه به راحتي آقاي احمدينژاد را از عرصهي سياست حذف كند. اشارهاي از آقاي خامنهاي كافي است تا قوهي قضاييه پروندهي آقاي رحيمي، معاون اول ايشان را بازگشايي كند و ايشان را بازداشت كند. اشارهاي كافي است تا اسفنديار رحيممشايي بازداشت شود. اشارهاي كافي است تا حاميان ولايت فقيه و سپاه و بسيج از آقاي احمدينژاد فاصله بگيرند.
همانطور كه ما ميبينيم سايت "رجانيوز" كه زماني يكي از جديترين حاميان آقاي احمدينژاد بود و توسط خانم فاطمه رجبي تأسيس شد، الان مطالب انتقادي شديدي نسبت به رييس جمهور دارد و ميگويد كه چرا ايشان از حرفهاي ولايت تبعيت نميكند.
در اين ميان، نقش مخالفاني كه به عنوان جنبش سبز شناخته شدهاند، چه خواهد بود؟ بسياري به نقش كمرنگ هاشمي رفسنجاني و مخالفان سركوبشده اشاره ميكنند و بر اين نظر هستند كه آقاي احمدينژاد تا زماني اهميت داشت كه بتواند اين نيرو را سركوب كند و الان ديگر اهميتاش را از دست داده است. ارزيابي شما چيست؟
بعد از حذف آقاي هاشمي رفسنجاني از رياست مجلس خبرگان رهبري، بسياري از نزديكان آقاي هاشمي، در محافل خصوصي، تاكيد ميكردند كه اين يك تاكتيك سياسي از طرف آقاي هاشمي بوده، براي اينكه در مرحلهي اول فشارها را از روي خودش كم كند و در مرحلهي دوم، دشمن مشتركي كه هم جناح آقاي خامنهاي و هم جناح احمدينژاد و رحيممشايي داشتند، يعني آقاي هاشمي را از عرصه كمي دورتر كند تا اين دو جناح به خودشان مشغول بشوند.
من تصور ميكنم، در شرايط فعلي، بازداشت آقايان موسوي و كروبي و انزواي بيشتر آقاي هاشمي رفسنجاني، صرفنظر از درستي يا نادرستي تحليلهايي كه نزديكان آقاي هاشمي ارائه ميدادند، باعث خواهد شد كه جناح اقتدارگرا در داخل خودش دچار اختلافات و تناقضات بسيار شديدي بشود و اين اختلافات و تناقضات در آستانهي انتخابات، به قول آقايان، به فتنهي ديگري منجر بشود. يادتان باشد كه آقاي مصباح يزدي، هفتهي گذشته گفت: «آن چيزي كه من به عنوان جريان نفوذي در دولت آقاي احمدينژاد ميبينيم، بزرگترين خطري است كه تاكنون، يعني در ۱۴۰۰ سال گذشته، اسلام را تهديد كرده است».
اما اين نكته را هم نبايد فراموش كنيم كه آقاي احمدينژاد هم در اين ميان يك بازي دارد و آن هم اين است كه ميخواهد خاستگاه اجتماعي خود را تغيير بدهد. يعني اگر زماني كساني به آقاي احمدينژاد رأي ميدادند كه وابسته به سپاه، بسيج و حاميان ولايت فقيه بودند، الان با تئوريهاي آقاي رحيممشايي، به عنوان مغز متفكر اين جريان، آقاي احمدينژاد سعي ميكند خاستگاه اجتماعي خود را به سمت طبقهي متوسط، طبقهي تحصيلكرده و طبقهي معترض جامعه، يعني كساني كه از ايستادن در مقابل آقاي خامنهاي لذت ميبرند، انتقال بدهد كه البته به گمان من، حتماً در اين بازي مرموز و موذيانه شكست خواهد خورد.
اگر آقاي احمدينژاد شكست بخورد، به نظر شما، تركيب بعدي بهتر از آن چيزي خواهد بود كه الان هست؟
تا زماني كه حاكميت بلامنازع و اقتدارگرايانهي آقاي خامنهاي و حاميانشان وجود دارد، ما تغيير اساسياي در كاست قدرت و در ساختار حاكميت مشاهده نخواهيم كرد؛ حتي اگر به قيمت اختلافات خيلي جدي تمام بشود. حتي اگر اين اختلافات در تركيب با نارضايتيهاي اقتصادي مردم، به دور جديدي از شورشها منتهي بشود، در نهايت، من تصور نميكنم كه در شرايط فعلي، ما اميد چنداني به تغييرات به نفع جنبش دمكراسيخواهي و جنبش سكولار ايران داشته باشيم.
آقاي خامنه اي مستقيماً به وزير اطلاعات نامه نوشته و از او خواسته كه قرص و محكم سرجاي خودش بماند.
معناي چنين نامهاي به شكل مستقيم به يك وزير، براي رييس جمهور، چيست؟
مهدي مهدويآزاد: چنين نامهاي، حداقل در دوران صدارت آيتالله خامنهاي، يعني در ۲۰ سال اخير، بيسابقه بوده است. هيچگاه آقاي خامنهاي مستقيماً و بهصورت رسمي، به يكي از وزراي دولت كه رسماً و طبق قانون اساسي، تحت انعقياد رييس جمهور هستند، چنين نامهاي ننوشته بود.
البته آقاي خامنهاي در دولت آقاي هاشمي رفسنجاني و در اواخر دورهي آقاي خاتمي، سعي كرد با ارتباط مستقيم با برخي از وزرا، قدرت خود را افزايش بدهد و خواستههاي خود را بر آنها تحميل كند. اما چنين نامهاي نتيجه و معنايي ندارد جز اينكه آقاي خامنهاي دارد تلاش ميكند آقاي احمدينژاد را در آستانهي انتخابات مجلس كمي تضعيف كند و وزنهي قدرت را به سمت هواداران خودش، چربتر و سنگينتر كند.
هدف تضعيف آقاي احمدينژاد است يا كنار گذاشتن او؟
جريان آقاي احمدينژاد و اسفنديار رحيممشايي، يك جريان بيبن و مايه و يك جريان بيپشتوانه و يك جريان مندرآوردي در عرصهي سياست ايران است. از نظر تئوريك، حذف آنها كاملاً ممكن است، اما از نظر عملي، چون اين جريان به كانونهاي قدرت و مشخصاً تاكيد ميكنم، به كانونهاي ثروت دسترسي كاملي پيدا كرده و برخي از محافل امنيتي را هم با خود همراه كرده است، ميتواند كارشكنيهاي جدياي در مقابل روندي كه آقاي خامنهاي در پيش رو خواهد داشت، انجام بدهد.
اين جدال ميان اصولگرايان به كجا خواهد كشيد؟ آيا نظر برخي تحليلگران كه معتقدند آقاي خامنه اي اگر لازم بداند، آقاي احمدينژاد را بهسادگي ميتواند كنار بگذارد درست است يا نظر كساني كه معتقدند اين هزينه ي سنگيني براي آقاي خامنه اي دارد؟
با شرايط فعلي، آقاي خامنهاي هنوز اين قدرت را دارد كه به راحتي آقاي احمدينژاد را از عرصهي سياست حذف كند. اشارهاي از آقاي خامنهاي كافي است تا قوهي قضاييه پروندهي آقاي رحيمي، معاون اول ايشان را بازگشايي كند و ايشان را بازداشت كند. اشارهاي كافي است تا اسفنديار رحيممشايي بازداشت شود. اشارهاي كافي است تا حاميان ولايت فقيه و سپاه و بسيج از آقاي احمدينژاد فاصله بگيرند.
همانطور كه ما ميبينيم سايت "رجانيوز" كه زماني يكي از جديترين حاميان آقاي احمدينژاد بود و توسط خانم فاطمه رجبي تأسيس شد، الان مطالب انتقادي شديدي نسبت به رييس جمهور دارد و ميگويد كه چرا ايشان از حرفهاي ولايت تبعيت نميكند.
در اين ميان، نقش مخالفاني كه به عنوان جنبش سبز شناخته شدهاند، چه خواهد بود؟ بسياري به نقش كمرنگ هاشمي رفسنجاني و مخالفان سركوبشده اشاره ميكنند و بر اين نظر هستند كه آقاي احمدينژاد تا زماني اهميت داشت كه بتواند اين نيرو را سركوب كند و الان ديگر اهميتاش را از دست داده است. ارزيابي شما چيست؟
بعد از حذف آقاي هاشمي رفسنجاني از رياست مجلس خبرگان رهبري، بسياري از نزديكان آقاي هاشمي، در محافل خصوصي، تاكيد ميكردند كه اين يك تاكتيك سياسي از طرف آقاي هاشمي بوده، براي اينكه در مرحلهي اول فشارها را از روي خودش كم كند و در مرحلهي دوم، دشمن مشتركي كه هم جناح آقاي خامنهاي و هم جناح احمدينژاد و رحيممشايي داشتند، يعني آقاي هاشمي را از عرصه كمي دورتر كند تا اين دو جناح به خودشان مشغول بشوند.
من تصور ميكنم، در شرايط فعلي، بازداشت آقايان موسوي و كروبي و انزواي بيشتر آقاي هاشمي رفسنجاني، صرفنظر از درستي يا نادرستي تحليلهايي كه نزديكان آقاي هاشمي ارائه ميدادند، باعث خواهد شد كه جناح اقتدارگرا در داخل خودش دچار اختلافات و تناقضات بسيار شديدي بشود و اين اختلافات و تناقضات در آستانهي انتخابات، به قول آقايان، به فتنهي ديگري منجر بشود. يادتان باشد كه آقاي مصباح يزدي، هفتهي گذشته گفت: «آن چيزي كه من به عنوان جريان نفوذي در دولت آقاي احمدينژاد ميبينيم، بزرگترين خطري است كه تاكنون، يعني در ۱۴۰۰ سال گذشته، اسلام را تهديد كرده است».
اما اين نكته را هم نبايد فراموش كنيم كه آقاي احمدينژاد هم در اين ميان يك بازي دارد و آن هم اين است كه ميخواهد خاستگاه اجتماعي خود را تغيير بدهد. يعني اگر زماني كساني به آقاي احمدينژاد رأي ميدادند كه وابسته به سپاه، بسيج و حاميان ولايت فقيه بودند، الان با تئوريهاي آقاي رحيممشايي، به عنوان مغز متفكر اين جريان، آقاي احمدينژاد سعي ميكند خاستگاه اجتماعي خود را به سمت طبقهي متوسط، طبقهي تحصيلكرده و طبقهي معترض جامعه، يعني كساني كه از ايستادن در مقابل آقاي خامنهاي لذت ميبرند، انتقال بدهد كه البته به گمان من، حتماً در اين بازي مرموز و موذيانه شكست خواهد خورد.
اگر آقاي احمدينژاد شكست بخورد، به نظر شما، تركيب بعدي بهتر از آن چيزي خواهد بود كه الان هست؟
تا زماني كه حاكميت بلامنازع و اقتدارگرايانهي آقاي خامنهاي و حاميانشان وجود دارد، ما تغيير اساسياي در كاست قدرت و در ساختار حاكميت مشاهده نخواهيم كرد؛ حتي اگر به قيمت اختلافات خيلي جدي تمام بشود. حتي اگر اين اختلافات در تركيب با نارضايتيهاي اقتصادي مردم، به دور جديدي از شورشها منتهي بشود، در نهايت، من تصور نميكنم كه در شرايط فعلي، ما اميد چنداني به تغييرات به نفع جنبش دمكراسيخواهي و جنبش سكولار ايران داشته باشيم.
منبع متن :
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر